تبلیغات
:.Free-dl.com:.کجایند.@مردان...@بی ادعا....@

» امروز ،

 
 
 
جستجوگر
       
منوی اصلی
 
برای جستجو در سایت واژه‌ كلیدی‌ مورد نظرتان را وارد کنید :

خبرنامه
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن سایت با خبر شوید :
نظرسنجی

 » چه امتیازی به سایت ما می دهید؟





 لینکستان

جدید ترین اخبار



لوگوی دوستان

لینک به ما

 
برای قرار دادن لوگوی این سایت  در سایت خود از کد زیر استفاده کنید :


 

صفحات دیگر سایت

 

1 2
 


 

 

 
 

شبا که به یاد تو می خوابم............

 شبا که با یادِ تو می خوابم....


از این می ترسم که فردا.....دیگه کنارم نباشی......


هر شب به خودم می گم که....


اگه یه روزی تو از من جدا بشی....


من هم از خودم جدا می شم....


و از این زندگی که سالها داره منو می سوزونه...


اگه یه روز تو کنارم نباشی.....

این زندگی تلخی رو که دارم رها می کنم....می زارم میرم....


تا دیگه مجبور نشم هر روز صبح....


قیافه تنهای خودم رو توی آیینه اتاق تحمل کنم....

 Beating Heart  Blow Kiss ......  دوستت دارم  ......  Blow Kiss  Beating Heart 


ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---ـــ---


نویسنده : حسین شبانی@@تخلص..امیر
ارسال شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 04:04 ق.ظ

  موضوع مطلب :عمومی ,  ؛  نظرات :

تقدیم به تو.........؟؟؟؟

  • تو نبودی و من با عشق نا آشنا بودم...
  •  
  • تو نبودی و در نهان جانه دلم جایت خالی بود.......
  •  
  • تو نبودی و باز به تو وفادار بودم........
  •  
  • تو نبودی و جز تو هیچ كس را به حریم قلبم راه ندادم......
  •  
  • و تو آمدی.از دوردستها......
  •  
  • از سرزمین عشق......
  •  
  • تو مرا با عشق آشنا كردی.....
  •  
  • با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم........
  •  
  • تو مفهوم عاشق  بودن را به من آموختی..........
  •  
  • با تو كامل شدم.......
  •  
  • با تو بزرگ شدم......
  •  
  • با تو الفبای عشق را اموختم.......
  •  
  • ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم......
  •  
  • به تو و كلبه عاشمان بالیدم.......
  •  
  • تو نیمه گمشده ام شدی........
  •  
  • حال كه اینچنین شیفته توام باش تا در كنارت آرامش بیابم....
  •  
  • حتی برای لحظه ای از من جدا نشو......
  •  
  • بدون تو دستم سرد است........
  •  
  • بدون تو آغوشم تهی و لبریز درد است......
  •  
  • به حرمت عشقمان...
  •  
  • به حرمت لحظات زیبایمان..........
  •  
  • مرو كه بی تو من هیچم.......
  •  
  • بمان با من.....
  •  
  • بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده........
  •  
  • بدان كه عشقمان همیشه پاك خواهد ماند.............
  •  
  • به وفایم ایمان داشته باش...............
  •  
  • تا به تو نشان دهم معنی واقعی واژه عشق را

نویسنده : حسین شبانی@@تخلص..امیر
ارسال شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 04:04 ق.ظ

  موضوع مطلب :عمومی ,  ؛  نظرات :

چگونه بسویت بیایم ؟

ای ستاره آسمان شبهای تیره و تار من با این فاصله ای که بین من و تو می باشد چگونه بوسیدن آن چهره درخشانت میسر است ؟

ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من با این فاصله ای که بین من و تو می باشد چگونه پاک کردن آن اشکهای روی گونت میسر است؟

 ای  آسمان آبی من ، بین من و تو فاصله ای است پس چگونه دستم را بر روی گونه نازنینت بکشم و تو را نوازش کنم ؟

آری من ستاره می شوم و به آسمان زندگی می آیم تا بر چهره ات بوسه زنم .

آری ای مهتاب من پرنده شبانه می شوم تا به آسمان بیایم و آن اشکهای پر از مهرت را از روی گونه های درخشانت پاک کنم .

و ای آسمان آبی ام ، خورشید می شوم تا در دل آبی و پر از عشقت برای همیشه بنشینم و شب را با آن وسعت آبی ات آشتی می دهم تا همیشه آبی بمانی .

دلم به درد آمده از این فاصله و دلم به درد آمده از این انتظار و دوری بین ما

ای ستاره درخشانم ، شبها با دیدن تو آرام می شوم 

 ای آسمان ، روزها که دل آبیت را میبینم عاشق تر از همیشه می شوم چگونه میتوانم دستانت را در دست بگیرم وقتی بین ما این همه فاصله است ؟

انتظار میکشم تا شاید خداوند بالهایی را به من هدیه دهد که با این بالهای پر غرورم به سوی تو پرواز کنم و دستان گرمت را در دست بگیرم .

کاش تو ای آسمان من ، دل آبیت ابری شود و از گونه هایت اشک بریزد تا شاید قطره ای از اشکهایت بر گونه های من بریزد تا احساس آرامش و عاشقی کنم .

کاش تو ای ستاره من ، فرشته ای بیاید و تو را در سبد بگذارد و آن سبد پر از عشق و محبت را به من هدیه دهد 

 کاش ای خورشید من ، کاش غروب عاشقی زودتر فرارسد تا زمانی که در پشت کوهها می روی و به زمین نزدیک می شوی احساس نزدیکی با تو داشته باشم .

ای خورشید من غروب ها را خیلی دوست دارم چون تو بیشتر از همه لحظه ها به من نزدیکتری و می توانم چهره ات را از نزدیک ببینم ، سپیده آسمان را نیز دوست دارم چون سحرگاه از پشت کوهها بیرون می آیی و سلامی عاشقانه به من می کنی 

 ای خورشید من از ظهر های تابستان نفرت دارم چون در آن زمان در بلند ترین نقطه آسمان می درخشی انتظار آن را می کشم که شاید پرنده یاستاره یا خورشید شوم ، ویا شاید هدیه ای به من برسد که تو را بیشتر از همیشه در کنار خود احساس کنم و ببینم .

شاید در خواب ستاره یا خورشید یا پرنده شوم ،اینک که اینها همه یک رویا و یک احساس عاشقی است پس ای آسمان آبی ام ، من خودم را به آتش می کشم تا باد عاشقی آن دود غلیظ مرا که از سوختنم به سویت بلند می شود به سوی تو بیاورد تا بتوانم تو را احساس کنم و برای مدتی آن دود که از تن سوخته ام بلند شده است در دلت بنشیند  و بعد از این دنیا وداع بگویم .

آری من برای رسیدن به تو جان خواهم داد


نویسنده : حسین شبانی@@تخلص..امیر
ارسال شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 04:04 ق.ظ

  موضوع مطلب :عمومی ,  ؛  نظرات :

+

نویسنده : حسین شبانی@@تخلص..امیر
ارسال شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 04:04 ق.ظ

  موضوع مطلب :عمومی ,  ؛  نظرات :

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهید عشق آن است که صد دل به یک یار دهید


نویسنده : حسین شبانی@@تخلص..امیر
ارسال شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 04:04 ق.ظ

  موضوع مطلب :عمومی ,  ؛  نظرات :


نویسنده : حسین شبانی@@تخلص..امیر
ارسال شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 04:04 ق.ظ

  موضوع مطلب :عمومی ,  ؛  نظرات :

یه روز بارانی......

 

گفتم : می خوام یه روز بارانی ببینمت .
-
پرسید چرا؟ این همه خدا روز داره .فقط روزهای بارونی؟
-
گفتم : آره فقط روزهای بارونی
کمی فکر کرد . نگاهش به آسمان بود.بدون اینکه نگاهم کنه گفت :
-
اگر قبول نکنم .......
-
گفتم : باید قبول کنی.
-
گفت آخه میدونی؟....... من ....
پریدم وسط حرفش .خیلی جدی تر گفتم
-
اما و اگر نداره . همین که گفتم
-
گفت : اگر بارون بیاد . من ......
-
گفتم : سنگ که از آسمون نمیاد .مگه چی میشه؟ هرچی دوست داری همون روز بارونی بگو ....
هنوز از یه چیز نگران بود.اما قبول کرد . روزها گذشت تا بالاخره روز موعود رسید .

صبح وقتی از خواب بیدار شدم بوی خاک نمدار به مشامم خورد . پریدم پشت پنجره
هوا پر از ابرهای سنگینی بود به اندازه همه وسعت آرزوی من.
رفتم از توی گنجه کوچکترین چتری رو که داشتیم انتخاب کردم.
خدا خدا میکردم وقتی میبینمش بارون بیاد.اونوقت برای ایستادن و قدم زدن بازو به بازی اون کافی بود
موقع بارون هردو زیر همون چتر باشیم.

هنوز چند قدمی با من فاصله داشت .نگاهش به چتر توی دست من بود و به من نزدیک میشد.
حالا درست روبروی من بود.

-
گفت : این همه خدا روز داره فقط روز بارونی ؟
-
گفتم : آره
-
گفت : اگر بارون بیاد.
-
گفتم :من با خودم چتر آوردم.
-
گفت قرار شد حالا حرفمو بزنم.
-
گفتم : خوب بگو ! چی میشه.
-
گفت :وقتی بارون بیاد من دوست دارم تنها زیر بارون قدم بزنم.بدون چتر !!!!
-
گفتم :ولی ..... من ... من دوست دارم ..
پرید وسط حرفم و گفت :
-
همین که شنیدی .
-
گفتم : آخه میدونی .....
-
خیلی جدی تر گفت :
-
اما و اگر نداره. همین که گفتم .
درست همون وقت اسمون برقی زد و صدای رعد چنان فضا رو پر کرد که انگار داره به من میخنده.و
قطره های بارون یکی یکی روی چتر بسته من نشستن و اون رفت تا تنها زیر بارون قدم بزنه 


نویسنده : حسین شبانی@@تخلص..امیر
ارسال شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 04:04 ق.ظ

  موضوع مطلب :عمومی ,  ؛  نظرات :

چرا دنیا پره از حادثه های وارونه
عاشق كسی می شی كه عاشقی نمی دونه
من به دنبال تو و تو دنبال كس دیگه
هچكدوم از ما دو تا به اون یكی راست نمی گه
من واسه ی چشمای نازنین تو یك دیوونم
من دوست دارم ولی علتشو نمی دونم
حالا كه می خوای بری بذار نگاهت بكنم
چون یه بار دیگه می خوام این دل و ساكت بكنم
یه چیزی فقط بذار واسه روز تولدت
هدیه م رو بیارم و بازم بدم دست خودت
آدما فكر می كنن شاعرا خیلی غم دارن
كاش فقط این بود اونا خیلی كسا رو كم دارن
عاشق كسی می شن كه عاشقاش فراوونه
بین انتخاب عشقش عمریه كه حیرونه
اونی رو كه دوست داری چرا تو رو دوست نداره
شایدم دوست داره ولی به روش نمی یاره 
ولی نه اینا مال نداشتن لیاقته
اگه حرفم می زنه با تو فقط یه عادته
نكنه جمله هاش و پای محبت بذاری
بهتره حرفاش رو به حساب عادت بذاری
از خودش نمی شنوی اگه یه روز بخواد بره
وقتی می پرسی ازش می گه آره مسافره
ولی تو شب می شینی كه باز اون رو دعا كنی
یا واسه سلامت اون نذرها تو ادا كنی
چه قدر بین دلا وحرفای ما فاصله س
چشماتون می خنده اما دلامون بی حوصله س
دوست داشتن هم یه جوری پنهون می كنیم
نمی دونیم كه داریم یه قلب رو ویرون می كنیم
كاش بیایم آبروی مجنون و انقدر نبریم
دیگه منت نذاریم وقتی كه نازی می خریم
عاشقی یعنی تحمل نه شكایت نه گله
اگه حتی بینمون باشه یه دنیا فاصله
مهم اینه كه چقدر دوسش داری فقط همین
اگه لازم باشه آبرو رو بنداز رو زمین
برگا زرده روزای اول فصل پاییزه
بذار اون بشكنه و دلت رو برگها نریزه 

نویسنده : حسین شبانی@@تخلص..امیر
ارسال شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 04:04 ق.ظ

  موضوع مطلب :عمومی ,  ؛  نظرات :

مطالب پیشین

  شبا که به یاد تو می خوابم............
تقدیم به تو.........؟؟؟؟




یه روز بارانی......






معرفی خود خودم

 

                
                

 
نویسندگان
 

حسین شبانی@@تخلص..امیر 14

آرشیو موضوعات

   عمومی 14


 

 
آرشیو ماهیانه
آمار و اطلاعات سایت

    

       بازدید های امروز :
      
بازدیدهای دیروز :
     
کل بازدید ها :

    

       کل مطالب :
     
کل پیام ها :

   
     
     
ایجاد صفحه : 0.512 ثانیه


طراح قالب

    

 

Copyright © 2006 free-dl.com , All rights reserved.